امكان سيب كه در تخم موجود است به واسطه صورت تخم حفظ شده است .
3 هر فعليتى فعليت ديگر را از خود مىراند مثلا با پيدايش صورت سيب صورت تخم از ميان مىرود .
و از همين نتيجه دو نتيجه ديگر نيز مىتوان گرفت اول در هر واحد خارجى جز يك فعليت فعليتهاى ديگر جزء ماده هستند مثلا در فعليت كرسى تنها صورت كرسى فعليت كرسى مىباشد و فعليتهاى ديگر مانند فعليت چوب و تخته و ميخ جزء ماده كرسى هستند نه فعليتهائى در برابر فعليت كرسى .
دوم حامل قوه و امكانها ماده شىء است نه صورت آن ( 8 ) زيرا
شرح
براى اثبات لزوم ماده قبلى مىشود مبنى بر اينكه امكان يا جوهر است يا عرض ليكن جوهر نمىتواند باشد پس عرض است آنگاه مىگويند اكنون كه عرض است آيا از مقوله كيف است يا از مقوله اضافه يا از مقوله ديگر قابل مناقشه است زيرا چنان كه قبلا گفتيم استعداد يا امكان استعدادى تعين خاص ماده است و به عبارت دقيقتر استعداد همان ماده است با اعتبار تعين يعنى استعداد عبارت است از ماده متعينه يك واقعيت است كه هم مصداق ماده است و هم مصداق استعداد نه اينكه واقعيتى عارض بر واقعيت ديگر شده باشد على هذا مفهوم استعداد از قبيل ساير مفاهيم فلسفى يعنى وجود عدم ضرورت امكان . . . است كه تحت هيچ مقوله اى در نمىآيند و از مقولات خارجند و اگر بخواهيم عرض را اعم بدانيم از آنچه در ظرف خارج عارض بر معروض مىشود و آنچه در ظرف ذهن عارض مىگردد شامل اين گونه امور نيز مىگردد ولى در اين صورت بايد تعريف ديگرى از عرض بنمائيم شايد به توفيق خدا در مقاله جوهر و عرض مقاله 13 فرصتى براى اين بحث پيدا كنيم