ظلم و شقاوت جارى است پس هر جا كه افعل تفضيل بيايد و بشود درجه بندى كرد اين تقدم جارى است مثل اينكه مىگوئيم در ميان پهلوانان نامى ايران در عصرهاى اخير يزدى مقدم است بر همه و در ميان جهانگيران دنيا نادر مقدم است بر همه و در ميان حكماى الهى صدرا مقدم است بر همه و ثانيا ظاهر تقدم بالشرف از قبيل سبك مجاز از مجاز است يعنى از تقدم بالرتبه كه خود مجاز بود مجازگيرى شده در حقيقت در اين گونه موارد مثل اينست كه ما در ذهن خود ترتيبى قرار مىدهيم و مىگوئيم اين يكى اول است و آن ديگرى دوم و لهذا عدد ترتيبى قبول مىكند و مقدم را اول مىگوئيم اگر گفته شود بنا بر اين لازم مىآيد در اين گونه موارد نيز پاى سه عامل در كار باشد و حال آنكه ما مىدانيم تنها دو عامل كافى است جواب مىگوئيم در اين گونه موارد علاوه بر اصل ترتيب يك جنبه زائد نيز رعايت شده و آن اينست كه مثل اينست كه ما صفى اعتبار كردهايم كه افراد پشت سر يكديگر قرار گرفتهاند و توجه آنها به جهت معينى است كه ما در آن جهت قرار گرفتهايم آنگاه آنها را به ترتيب پشت سر يكديگر قرار دادهايم پس علاوه بر رعايت اصل ترتيب رعايت توجه به جهت معين هم شده .
16 آخوند در اسفار راجع به تقدم بالطبع مىگويد و الاعتبار فى هذا التقدم هو ما فى امكان الوجود لا فى وجوبه كما فى العليه .
در تقدم بالطبع ما مىگوئيم لا يمكن ان يكون للمتاخر وجود الا و ان يكون للمتقدم وجود و همين معنا را با توقت تعبير
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 278
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٧٨