تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
اقربيت و ابعديت است ولى چيزى كه هست در اين موارد چون چنين فرض مىكنيم كه اگر از مبدا مفروض بخواهيم به ترتيب عبور كنيم قهرا به آنكه اقرب است قبلا يعنى در زمان قبل مىرسيم خود او را مجازا قبل مىناميم مثلا ما مىگوئيم قزوين قبل از همدان است يعنى اگر از تهران بخواهيم روى خط قزوين همدان حركت كنيم قبل از آنكه به همدان برسيم به قزوين خواهيم رسيد . پس در مورد اعداد مترتبه ما نوعى خاص از تقدم و تاخر نداريم همان طورى كه در غير مورد اعداد مترتبه بالفعل يا بالقوه مثل خط و زمان قرب و بعد نداريم و در اين گونه موارد يعنى در قرب و بعد سه نقطه بايد در نظر گرفته شود به خلاف تقدم و تاخر كه نسبت بين دو امر با هم است و احتياج به ثالثى ندارد و به خلاف حدوث و قدم كه بنا بر قولى يعنى قول ما از طرف متكلمين رجوع شود به تهافت الفلاسفه اصلا نسبتى در كار نيست و بنا بر تعبير حكما تنها نسبت بين شىء و عدم خودش در زمان كافى است و لازم نيست دو شىء موجود بما هو موجود در نظر بگيريم . 14 بنا بر اين در اينجا چند مفهوم با چند لفظ به چشم ما مىخورد اول حدوث و قدم دوم تقدم و تاخر و معيت سوم قرب و بعد و اقربيت و ابعديت حساب همه را بايد برسيم . 15 حكما يكى از اقسام تقدم را تقدم بالشرف دانسته‌اند و مثالهايش واضح است ظاهر اينست كه تقدم بالشرف نيز اصالت ندارد مثل تقدم بالمرتبه اولا اين گونه تقدمها اختصاص به مورد شرف و فضيلت ندارد در مورد هر صفتى مثل پهلوانى حتى رذائل نيز مثل
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 277 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى