زمانى و اما بنا بر قول حكما مىتوان گفت كه حدوث و قدم نوعى از تاخر و تقدم است ولى اشكال وارد مىآيد كه هر چند حدوث يك نوع تاخر وجودى است ولى قدم نوعى از تقدم يا تاخر يا معيت نيست بلكه قدم عدم تاخر زمانى يا عدم تاخر على است و واضح است كه عدم تاخر زمانى غير از تقدم است و لهذا شق ثالث براى حدوث و قدم فرض نمىشود در حالى كه براى تقدم و تاخر شق ثالث فرض مىشود و آن معيت است على هذا اگر ما بحث را روى قدم و حدوث بياوريم مىتوانيم تقسيم حقيقى بكنيم و بگوئيم شىء يا حادث است يا قديم همان طورى كه مىگوئيم شىء يا واجب است يا ممكن يا واحد است يا كثير يعنى حصر عقلى است و تقسيم به لحاظ موجود فى نفسه است و اما اگر تقسيم را روى تقدم و تاخر ببريم و بگوئيم كه شىء يا مقدم است يا مؤخر زيرا فرض تقدم و تاخر و معيت مستلزم اينست كه شىء ديگرى را با هم در نظر بگيريم مثل اينست كه بگوئيم شىء يا علت است يا معلول و حال آنكه عقلا مانعى ندارد به حسب فرض اولى كه شىء نه علت باشد و نه معلول نه اثر باشد و نه مبدا اثر .
ولى چون در امور عامه ملاك انقسام عقلى نيست بلكه ملاك اينست كه از عوارض موجود بما هو موجود باشد صحيح است كه تقدم و تاخر را از امور عامه بگيريم همان طورى كه عليت و معلوليت را مىگيريم مسئله قابل تامل است .
13 حكما يكى از اقسام تقدم را تقدم بالمرتبه يا بالرتبه دانستهاند مقصودشان از تقدم مرتبه اى يا رتبه اى اينست كه در هر جا
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٧٥