كه اعداد مترتبه اى وجود داشته باشد مثل علل و معلولات و يا صفات و موصوفات و سلسله اى از افراد مترتبه اجسام پشت سر يكديگر و بالاخره مطلق مواردى كه تسلسل امور مترتبه در آنجا صادق است در اين گونه موارد اگر مبداى را مفروض بگيريم قهرا بعضى از اين معدودات نسبت به آن مبدا مفروض از بعضى ديگر اقرب خواهد بود پس نسبت قرب و بعد و اقرب و ابعد به ميان مىآيد و آنكه نسبت به ديگرى اقرب است مقدم است بر آن ديگرى مثل صفوف مترتبه مامومين و يا اجناس و انواع مترتبه معقولات .
در اين گونه موارد است كه عدد ترتيبى راه پيدا مىكند اول دوم سوم و البته اوليت هر كدام يعنى مبدا قرار دادن هر كدام بسته به فرض و اعتبار ما است .
در تقدم بالرتبه يا اقربيت حد اقل سه عامل لازم است مبدا مفروض فرد مقدم و اقرب و فرد مؤخر و ابعد .
بعضى چنين پنداشتهاند مثل متن مقاله كه در مطلق موارد تقدم و تاخر مفهوم قرب و بعد هم هست و حال آنكه در غير موارد اعداد مترتبه فرض قرب و بعد ظاهرا معنى ندارد مثل مورد تقدم بالشرف و تقدم بالطبع و اگر گفته شود در تقدم بالشرف و بالطبع هم نسبت به ملاك يعنى شرف و وجود مىشود مقدم و مؤخر و اقرب و ابعد فرض كرد در جواب مىگوئيم كلا ما در مورد اعداد مترتبه مثل علل و معلولات هرگز اين كار را نمىكرديم و وجهى هم ندارد .
حقيقت اينست كه تقدم بالرتبه يك نوع اصيل از انواع تقدم نيست آنچه در اين موارد يعنى مورد اعداد مترتبه هست صرفا
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 276
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٧٦