برخى قائل به انضمامند و هم طبق نظريه آنها است كه حال و محل تعبير مىشود و اينها تبعه راى و نظريه ابن سينا هستند كه اتحاد دو موجود متحصل را و لو اينكه احدهما تحصلش تحصل قوه باشد محال مىداند و برخى ديگر صورت نوعيه را همان كمال يافتن ماده و يك نوع اشتداد وجودى مىدانند و البته به عقيده اينها اشتداد در وجود فقط از راه آثار شناخته مىشود و چون وجود قابل شدت و ضعف است قابل اشتداد و تضعيف نيز هست .
ماديين و حسى مسلكان نيز قائل به تكامل در ماده هستند ولى آنها تكامل را صرفا در ناحيه اثر و تنوع آثار مىدانند و آن را هم مستند مىكنند به تنوع و تشكيلات پيچ در پيچ تركيبات مادى يعنى ماده تركيبات گوناگونترى پيدا كرده كه آثار گوناگونتر و عجيبتر از آن سر مىزند ولى فلاسفه ماوراء الطبيعى يك نظر عميقترى دارند و يك نوع تكامل ديگر ابتداء قائلند كه آن اشتداد وجودى جسم و فعليت فوق فعليت آمدن است كه آن منشا تركيبات مختلف و آثار مختلف است و به هر حال اگر صورت نوعيه را كمال ماده و اشتداد يافته ماده بدانيم تعبير به حلول صورت در ماده تعبير نارسائى است همچنانكه تشبيه اين حلول به حلول الماء فى الورد نارساتر بلكه غلط است و مثل اينكه اين تعبير از ناحيه كسانى پيدا شده مثل ابن سينا كه تركيب اتحادى را به اور نداشتهاند پس آنچه در مقام فرق بين عرض و صورت جوهرى گفته مىشود كه الصوره هو الحال فى المحل الغير المستغنى صحيح نيست آرى در مورد عرض و
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 201
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٠١