دستهاند دانسته يا ندانسته .
دسته سوم كسانى هستند كه براى عالم تغييرات ذاتى و جوهرى قائلند و معتقدند كه در حقايق و ذوات اين عالم تغيير راه مىيابد و واقعا ذاتى و جوهرى معدوم مىشود و ذات و جوهر ديگر موجود مىشود اين دسته نيز دو دستهاند يك دسته كسانى كه اين تغيير جوهرى را به صورت كون و فساد تصور مىكنند و دسته دوم كسانى كه اين تغيير ذاتى را به نحو حركت و سيلان تصور مىكنند .
از اينجا معلوم مىشود كه اثبات حركت جوهرى بعد از قبول اصل تغيير و اختلاف متوقف است اولا بر ابطال تغييرات بى ارتباط و قول به اينكه كل حادث مسبوق به ماده و مده و يك رابطه قطعى و غير قابل انكار بين حوادث گذشته و حاضر و آينده بر قرار است و ثانيا متوقف است بر ابطال نظريه دوم و اثبات اينكه تغييرات جوهرى و ذاتى در اين عالم هست و اين مطلب متوقف است بر اثبات صور نوعيه و حدوث و فناء آنها و براى اثبات اين مطلب و ابطال نظريه دوم كه در بالا ذكر شد لازم است كه ما كوشش كنيم و ثابت كنيم كه تشكيلات جهان تنها يك تشكيلات ماشينى و صنعتى نيست و اساس كار عالم تنها بر اصول جامدات و فيزيك نيست و حيات و نمو و حس و حركت مبداى ماوراء مبادىء حركات فيزيكى دارد و شايد بتوان حتى اثبات كرد كه در جهان فيزيك نيز تغييرات جوهرى هست .
و ثالثا متوقف است بر ابطال نظريه كون و فساد .
حالا بايد ببينيم براى ابطال هر يك از سه نظريه كلى بالا
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 194
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٩٤