حركت غير از زمان است جواب مىگوئيم هر حركت زمانى دارد مخصوص به خود همان طورى كه هر جسمى مقدارى دارد .
21 حاجى در حواشى فصل فى ان حدوث كل حادث زمانى يفتقر الى حركه دوريه [ 1 ] صريحا نسبت مىدهد كه صدرا رابط حادث به قديم را مراتب طبيعت سياله فلكيه مىداند و سپس مىگويد و اما كيفيه استناد وجود الطبيعه السياله الى الثابت القديم . . .
22 شك نيست كه اجمالا موجودات اين عالم قابل تغيير و تبديل هستند يعنى اصل سكون و ثبات مطلق بر موجودات اين جهان حكمفرما نيست و تحقيقا فيلسوفى پيدا نمىشود كه اصل تغيير و تبديل را در اين جهان منكر شود انكار اصل تغيير به اينست كه بگوئيم هر چيزى همان طورى كه از اول آفريده شده تا آخر باقى خواهد ماند و يا آنكه بگوئيم هر چيزى از ازل تا ابد يك نواخت است بنا بر فرض اول بايد قائل شويم كه ممكن است در وضع جهان اختلافى پديد آيد و موجودى برود و موجود ديگرى جاى آن را بگيرد ولى يك رابطه واقعى بين حالت معدوم شده و وضع موجود شده بر قرار نيست و درست مثل اينست كه جهان را به منزله اطاقى فرض كنيم كه يك عده اشخاص معين در آن وجود دارد و گاهى يك نفر بيرون مىرود و يك نفر ديگر جاى آن را مىگيرد ولى البته شخص اول واقعا تبديل به شخص دوم نشده و بنا بر فرض دوم اساسا بايد بگوئيم هيچگونه اختلافى در وضع عالم از ازل تا به ابد رخ نداده و نمىدهد و اگر هم
هامش
[ 1 ] صفحه 210 .