تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
وجود است نه بنا بر اصالت مهيت و چه لزومى دارد كه ما امكان استعدادى را به عنوان امرى زائد بر ذات موجودات فرض كنيم و ماده را در خارج حامل آن بدانيم و فرقهاى چندى بين اين دو امكان قائل بشويم مگر آنكه فرق بگذاريم بين ناقص و كامل در قوس صعودى و ناقص و كامل در قوس نزولى ولى اين فرق مصحح هيولا است و آيا مصحح امكان استعدادى هم هست . 15 صدرا در فصل كوچكى در مباحث قوه و فعل به عنوان فى انه هل يجب سبق العدم على الفعل فى كل فاعليه قبل از فصل فى ان القدره ليست بمزاج مناط احتياج به علت را تقريبا موافق تحقيق بيان كرده است . 16 رجوع شود به فصل فى ان كل حادث يسبقه قوه الوجود در قوه و فعل . 17 اساسا مىتوان گفت قول به امكان استعدادى منافى با امكان ذاتى است زيرا اگر بنا شود شىء در ذات خود لا اقتضاء از وجود و عدم باشد و در عين حال وجودش مشروط به شروط و زمان خاصى باشد تناقض است مگر آنكه همه شروط را از قبيل اعدام موانع بگيريم كه البته آن هم درست نيست اگر گفته شود فرق است بين لا اقتضائيت به حسب ذات و عدم امكان به حسب امور زائد بر ذات مىگوئيم اساسا ذاتى و امور زائد بر ذاتى كه از لحاظ حكم با هم مختلف باشند معنا ندارد اگر گفته شود آيا ممكن است كه شىء در يك زمان ممتنع بالذات باشد و در زمان ديگر ممكن بالذات مىگوئيم بنا بر اصالت وجود ممكن