تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
ضرورت ندارد و تنها بايد وجود خود قوه و امكان را در مقابل فعليت و به عبارت ديگر وجود قوه و استعداد را در مقابل صورت اثبات كرد و على هذا آنچه به صورت اشكال در آخر بند 4 گفته شد وارد نيست . به هر حال طرز فكر اين مقاله مبتنى بر انكار هيولى بلكه مبتنى بر اثبات هيولى ولى متحد با صورت كه آن هم فقط در حركت جوهرى متصور است زيرا فقط در حركت است كه قوه و فعل در آن متحد است به عنوان جوهرى علىحده است . 10 عله المتغير متغير و عله الثابت ثابت و لا بد ان ينتهى الى امر ثباته عين التغير و تغيره عن نحو وجوده و لا يحتاج الى كونه متغيرا الى عله غير عله وجوده و هو الحركه عند القوم و الجواهر المتغيره بالذات عند صدرا . 11 آخوند در فصل فى حقيقه الان و كيفيه وجوده و عدمه به تبعيت شيخ امور را سه قسم مىكند آنى زمانى انطباقى و زمانى غير انطباقى و مثال مىزند به مماسات و وصولات به حدود مسافات و وصول بما اليه الحركه و تربيع و تسديس براى اول و به حركات قطعيه و هيئات غير قاره و اصوات براى دوم و به حركات توسطيه و حدوث زاويه به حركت و انفتاق و افتراق بين سطحين و خطين به تمام و حدوث لا مماسه و لا وصول بالحركه براى سوم و ضمنا مىگويد آنكه حد مشترك و حد فاصل دو زمان است در قسم اول مشغول به آن امور است اگر از امور باقيه باشد كالتربيع و المماسه چون اين قسم از امورى كه يتشابه حالها فى جميع الازمنه و در قسم سوم و دوم غير مشغول به است در اينجا يك سؤال است