تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
يا صورت و حتى عرضى هم نيست زيرا عرض نيز ماده قابله مىخواهد و عروض امكان استعدادى احتياج به ماده سابقه و قابله ندارد . 7 مىتوان گفت كه حامل استعداد همواره هيولاى اولى است بنا بر وجودش و هم مىتوان گفت كه حامل استعداد هيولاى ثانيه يعنى ماده متصوره است و به هر حال استعداد و امكان استعدادى امرى ضميمه ماده نيست بلكه اضافه و نسبتى است بين ماده و صورت نظير اضافه و نسبتى كه بين علت و معلول موجود است . و زائد بر ذات آن دو نيست . 8 اين اضافه و نسبت تا هنگامى موجود است كه فعليت تحقق پيدا نكرده و با تحقق فعليت از بين مىرود و عجيب اين است كه هر اضافه متقوم به طرفين است الا اين اضافه كه با آمدن يك طرف معدوم مىشود زيرا به قول متن تا هنگامى مىتواند به وجود خود ادامه دهد كه صورت پيدا نشده و بعدا معدوم خواهد شد ولى به تعبير ما حدوث و فنائى واقعا براى استعدادات نيست بلكه اين نسبت در حال بخصوصى صحت انتزاع دارد و آن حالى است كه ماده در يك مرتبه خاص از وجود باشد ولى در مرتبه اى كه واجد فعليت است يا سنخيت بين ماده و صورت نيست اين صحت انتزاع از بين مىرود . 9 بنا بر نظريات ساير حكما بايد ماده و صورتى قائل شويم و ماده را حامل امكان و استعداد بدانيم ولى بنا بر طرز فكر اين مقاله وجود ماده مستقل از صورت كه حامل امكان و استعداد باشد