تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
است . اين مثالها مثالهاى صناعى بود [ 1 ] در صنعت هيچگاه صنعتگر صورتى به ماده اى افاضه نمىكند و در حقيقت صنعتگر از صورت موجود در ماده و خواص مترتب بر آن صورت بهترين استفاده ها را مىكند و به عبارت ديگر ماده و صورت موجود را استخدام مىكند ولى در مركبات طبيعى و حقيقى در حقيقت و واقع صورتى افاضه مىشود و خاصيتى كه نبود پيدا مىشود . 4 آيا اين استعداد چيست و حامل استعداد ماده المواد است و آيا بنا بر حركت جوهريه مىتوان وجود ماده المواد را اثبات كرد بلكه تنها با حركت جوهريه ماده المواد فرض معقولى دارد و اگر استعداد و قوه را امرى موجود در مقابل ماده بدانيم پس فعليت را نيز مىتوانيم امرى ديگر در مقابل صورت بپنداريم . 5 بايد موضوع وراثت و كروموزومها را به مناسبت مثال تخم سيب و انار مورد بررسى قرار داد . 6 ارتباط ماده و صورت بعدى زائد بر ذات آن دو نيست البته بنا بر حركت همينطور است ولى بنا بر كون و فساد بايد گفت زائد بر ذات آن دو است و امكان استعدادى موجود منضم به ماده و صورت نيست اين نيز فقط با فرض حركت قابل تصور است و بر فرض كون و فساد بايد گفت منضم به آن دو است و الا بايد يا ماده
هامش
[ 1 ] و همين مثالهاى صناعى بيشتر اسباب اشتباه مىشود و آدمى خيال مىكند همان طورى كه گفته شد ماده غير از صورت است و اينكه امكان استعدادى نيز حقيقى است خلاصه همان دو نتيجه گذشته آيا آقاى طباطبائى نيز مثل شيخ در اشتباه .