شرح
جسمانى دكارت همين دو امر يعنى بعد و حركت را كافى پنداشته و مخصوصا در يكى از نوشته هاى خود اين فقره را تصريح كرده و گفته است بعد و حركت را به من بدهيد جهان را مىسازم از اين قرار علم طبيعى فيزيك مبدل به علم الحركات مكانيك مىشود و مباحث همه مسائل رياضى خواهد بود .
تا آنجا كه از زبان دكارت مىگويد به طور كلى عالم جسمانى امر واحد و اجسام مختلف اجزاء يك كلاند به عبارت ديگر هر جسمى قسمتى است محدود از فضاى نامحدود و امتياز اجسام از يكديگر تنها به شكل و وضع آنها است تحولات و عوارض اجسام از گرمى و روشنى و سنگينى و جذب و دفع و همه آثار طبيعت نتيجه حركات اجسام است و حركت جز نقل مكان چيزى نيست و آن تغيير وضع اجزاء و اجسام است نسبت به يكديگر . [ 1 ]
ايضا مىگويد اجسام جاندار نيز تابع قواعد اجسام بى جان مىباشند و جان داشتن مستلزم وجود امرى زائد بر خواص جسم كه بعد و حركت باشد نيست و جانوران فقط ماشين و دستگاه مىباشند و ليكن ماشينهاى كامل هستند و بسيار به دقت و نفاست تعبيه شدهاند چنان كه دستگاههاى ساخت انسان در جنب آنها بسيار ضعيف و ناقص است اما از همان نوع است و حتى تن انسان هم اين صفت را دارد و جز ماشين چيزى نيست جز اينكه انسان نفسى يا روانى هم دارد كه مايه حس و شعور و تعقل او است و امرى زائد بر تن است و با جسم به كلى متباين است و دخالتى در كارهاى حيوانى تن ندارد [ 2 ] و نيز مىگويد جانوران داراى روان نيستند و به اين سبب حس و شعور و عقل ندارند و حركات آنها مانند ماشين است چنان كه انسان هم اگر از عقل و شعورش صرف نظر كنيم حركات حياتيش مانند جانوران حركات ماشينى[ 1 ] ( سير حكمت در اروبا ) ) جلد اول ص 191 192 .
[ 2 ] همان مدرك ص 195 .