.
شرح
دارد مبحث معروف كليات پنجگانه در منطق جنس نوع فصل عرض عام عرض خاص بر اساس اين طرز تفكر فلسفى است و همچنين مسئله حد تام و ناقص در مقابل رسم تام و رسم ناقص در مبحث تعريفات بر همين پايه است .
اما اگر كسى منكر جوهر و عرض بشود و يا اختلافات جوهرها را با يكديگر اختلاف ذاتى و ماهوى نداند خواه ناخواه محلى براى بحث در جنس و فصل و نوع مركب از آن دو نخواهد بود همچنانكه محلى براى بحث در حد تام و حد ناقص نخواهد بود و همچنين مبحث معروف ماده و صورت در فلسفه نيز جائى نخواهد نداشت با اين تفاوت كه مبحث ماده و صورت پايه نظريه اختلافات ماهوى است بر خلاف مبحث كليات و مبحث حدود و تعريفات كه فرع و نتيجه اين مسئله است .
اكنون مىگوئيم ممكن است كسى منكر اختلافات ماهوى اشياء بشود و بگويد به چه دليل اشياء مختلفى كه در خارج وجود دارند از لحاظ ذات و ماهيت با يكديگر اختلاف دارند چه مانعى دارد كه همه اينها يك ذات و ماهيت داشته باشند و اختلافات آنها سطحى و عرضى باشد تنها اختلاف نام كه يكى را جماد و ديگرى را نبات و سومى را حيوان مىناميم دليل نمىشود كه اينها از نظر ذات و ماهيت با يكديگر مغاير مىباشند همه اشياء از يك سلسله اجزاء مادى تشكيل شدهاند و ماهيت آنها را همان اجزاء ماده كه در همه وجود دارد تشكيل مىدهد تفاوتى كه هست در كيفيت تشكل و ساختمان آنها است و بديهى است كه تفاوت در كيفيت ساختمان سبب نمىشود كه اختلافات اشيائى كه همه از يك چيز ساخته شدهاند اختلاف ماهوى و ذاتى باشد همان طورى كه ساختمانهاى يك شهر هر كدام يك شكل و تركيب بخصوص دارد و براى منظور و هدف معين مفيد است و هر يك نام بخصوص دارد يكى مدرسه است ديگرى پاساژ سومى گاراژ چهارمى مسجد پنجمى حمام . . . و حال آنكه هر كدام آنها مجموعه اى است از آجر و سنگ و آهن و سيمان و خاك و آهك و گچ و غيره همچنين است انواع