تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
. . .
شرح
البته نظريه انكار اختلافات ذاتى و ماهوى اشياء دائر مدار نظريه آتميسم از يك طرف و پيوستگى اجزاء جسم از طرف ديگر نمىباشد ممكن است كسى طرفدار نظريه اتصال و پيوستگى اجسام باشد در عين حال منكر اختلافات ذاتى و ماهوى و نوعى اشياء باشد بوعلى به نقل از ارسطو شخصى را به نام انطيقون از قدماى يونانيان نام مىبرد كه در عين اينكه طرفدار نظريه آتميسم نبوده است منكر اختلافات ماهوى و ذاتى بوده است همچنانكه طرفدارى از آتميسم لزوما مساوى انكار اختلافات ذاتى و ماهوى اشياء نيست چنان كه بعدا خواهيم گفت . در قرون جديد قبل از آنكه نظريه آتميسم پيدا شود نظريه انكار اختلافات ذاتى و ماهوى اشياء پيدا شد دكارت يكى از طرفداران اين نظريه است دكارت تنها انسان را از اين قاعده كلى استثنا مىكند به عقيده دكارت انسان مجموعه اى است از جسم و جان جسم انسان مانند همه اجسام ديگر از جماد و نبات و حيوان يك ماشين است و بس ولى روح انسان جوهرى است صد در صد مغاير با بدن دكارت با اينكه جهان را به شكل ماشينى توجيه مىكند و بر پايه انكار اختلافات ذاتى و ماهوى اشياء نظر مىدهد طرفدار روح مجرد انسانى است و وجود خداوند را نيز مىپذيرد و به او ايمان دارد دكارت با اين طرز تفكر خود در باره جسم و جان يك ثنويت كامل ميان آن دو قائل شد و فاصله اى ميان آنها بر قرار كرد دور تر از فاصله زمين تا آسمان از آن پس در فلسفه اروپائى مسئله روح با اين ثنويت توام شد و اين خود عوارض ناگوارى به بار آورد . دكارت جهان منهاى انسان را بيش از آن حد كه بايد و شايد هم شكل و همسان و متجانس و متشابه دانست و آنها را به هم نزديك پنداشت و از اين جهت به ذيمقراطيس نزديك شد و بر عكس انسان را بيش از حد از جهان دور كرد و او را با جهان نامتجانس دانست و در اين جهت از ارسطو در گذشت و به افلاطون نزديك شد . مرحوم فروغى در سير حكمت جلد اول مىگويد براى چگونگى عالم
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 125 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى