شرح
وجود حقيقى چيست و علتها به كجا مىرسد و آيا موجود منحصر است به محسوس و يا غير محسوس هم هست و اينكه ادراكات به انسان چگونه دست مىدهد و آيا انسان مجبور است يا مختار .
آنگاه مىگويد سر انجام در باب موجودات عالم دو نظر اساسى ميان اهل تحقيق شيوع يافت يكى اينكه كليه جهان مركب از اجزاء جسمانى بسيار خرد است و آن اجزاء ملا را تشكيل مىدهند و فاصله ها كه ميان آنها هست خالى است و حركتهائى كه آن ملاها در آن خلاها دارند و جمع و پراكندگى آن اجزاء با اختلاف شكل و اندازه اى كه در آنها هست مايه كون و فساد و ظهور و بروز اين همه آثار و اوضاع مىباشد پيشروان اهل اين نظر ذيمقراطيس و ابيقور بودند و آنها را ماديون گفتهاند راى ديگر اينكه جسم متصل واحد است و اجزاء بالفعل ندارد و خلا محال است و مدار امر عالم بر قوه و فعل است و كون و فساد و تغيير و تحول را چهار علت است ماده و صورت و فاعل و غايت و موجودات دو قسمند يا جوهرند يعنى قائم به ذاتند يا عرضند كه وجودشان بسته به جوهر است و جوهر جسمانى ماده اى است كه صورت جسميه اختيار كرده است و صورت جسميه همان ابعاد سه گانه يعنى طول و عرض و عمق است و جسم جنسى است داراى انواع مختلف و اختلاف آنها به صور نوعيه آنها است و كون و فساد و تغيير و تبديل مخصوص بعضى از آنها است كه عنصر ناميدند بيان كامل راى دوم را كه اصحابش روحيان و الهيان خوانده شدهاند ارسطو كرده و مدت دو هزار سال اكثر دانشمندان از او پيروى داشتهاند و در كليات اين راى موافق بودند و اختلافشان فقط در جزئيات بود و در اروپا اين فلسفه را به صورتى در آورده بودند كه آن را اسكولاستيك ناميدهاند . [ 1 ]
مرحوم فروغى همه اين نظريات را با يك عده نظريات ديگر در باب افلاك و غيره به صورت يك راى و يك نظر كه اجزاء آن به هم پيوسته است[ 1 ] جلد دوم سير حكمت صفحات 79 77 .