تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
و مانند اينكه تركيب ذاتى عرضى جوهر عرض نوع جنس فصل و غير اينها از خواص ماهيت بوده و در وجود جارى نيست و همچنين وجود هيچ گونه تركيب خارجى نمىشود داشته باشد زيرا هر جزئى كه براى وجود فرض شود باز همان وجود و واقعيت است .
شرح
مىشود پس عدم در ظرف ذهن به نحوى است و در خارج به شكل ديگر است . همچنين است كثرت و تباين مفاهيم و ماهيات در ذهن ذهن كارش محدود ساختن واقعيت است و يا بتعبير ديگر كارش حدود ساختن از براى واقعيت است و البته اين حدود كه در ظرف ذهن به شكل حدى ظاهر مىشوند از هم جدا هستند يعنى هيچ حدى به حد ديگر قابل انطباق نيست و كثرت و تباين حقيقى بين آنها حكمفرما است حكما گفته‌اند ماهيات مناط كثرتاند و بين آنها بينونت عزلى حكمفرما است ولى واقعيت عينى در ظرف خويشتن همه آن امور متباينه را به شكل ديگر در خود گنجانيده است در مقام تمثيل مىتوان به دريا و امواج و اشكالى كه در سطح دريا پيدا مىشود متمثل شد هر يك از اشكالى كه در سطح دريا پيدا مىشود با شكل ديگر متباين است ولى خود دريا كه اين اشكال و امواج مظاهر و مجالى او هستند يك حقيقت واحد است و در عين وحدت با حركات جزرى و مدى و كمون و بروزهائى اشكال و امواج مختلفى را پديد آورده است بهر حال اين خاصيت وجود را ما بنام تشكيك مىناميم و چون از مختصات وجود است مشابه و نظير واقعى ندارد كه بعنوان مثال و نمونه ذكر شود ولى از چند مثال تقريبى به منظور رفع استيحاش از اينكه ما به الاشتراك از سنخ ما به الامتياز باشد مىتوان استفاده كرد . 1 مراتب اعداد كه كثرت غير متناهى را تشكيل مىدهند ما به الامتيازشان از سنخ ما به الاشتراك است زيرا اعداد از 2 تا لا نهايت ما به الاشتراكشان همان عدديت است و عدد يعنى مجموعه اى از وحدات پس هر عددى با عدد ديگر در اين جهت شريك است كه هر دو مجموعه اى از وحدتها هستند و البته هر عددى از عدد ديگر متمايز است زيرا واضح است كه عدد چهار غير از عدد پنج و عدد شش غير از عدد هفت است و همچنين . . . اما ما به الامتياز هر عددى از عدد ديگر با ما به الاشتراك آنها مغاير نيست يعنى از دو سنخ و از دو جنس نيست زيرا امتياز هر عددى از عدد ديگر