تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
بواقعيت پى برده‌ايم بايد اين گونه نتيجه گرفت كه واقعيت بالذات معلوم است و هرگز مجهول نمىشود يعنى فرض واقعيت مجهوله عينا فرض واقعيت بىواقعيت است .
شرح
بالذات و مستغنى از تعريف است اما بسيط بودنش امرى واضح و روشن است و مىتوان برهان نيز بر بسيط بودنش از راه اعم بودنش اقامه كرد زيرا وجود از مفاهيم عامه است و به وجهى شامل مفهوم عدم نيز هست و مفهومى اعم از مفهوم وجود قابل فرض نيست و به همين دليل مركب نيست زيرا همانطورى كه در منطق مبرهن است هر مفهوم مركبى خواه ناخواه بايد مركب شود از دو جزء كه يكى اعم از خود آن مفهوم و يكى مساوى بوده باشد و فرض اين است كه اعم از مفهوم وجود امكان ندارد و اما اينكه هر مفهوم بسيط بديهى است به جهت آنكه مفهوم غير بديهى آن مفهومى است كه عارض ذهن شده باشد و لكن اجمال و ابهام داشته باشد و بايست بوسيله تجزيه و تحليل ذهن اجزاء تشكيل دهنده وى را روشن كرد و به اين وسيله ابهام و اجمال آن را رفع كرد و آن را به صورت معلوم بالتفصيل در آورد و اين در مفاهيم مركبه كه اجزاء تشكيل دهنده اى دارد و آن اجزاء بر ذهن مجهول است معنى دارد اما مفهوم بسيط هر چه هست همان است كه عارض ذهن شده و هيچگونه ابهام و اجمالى در آن متصور نيست و بالذات از غير خود متميز است در مقدمه مقاله 8 مفصلتر در اين باره بحث خواهد شد . على هذا مفاهيم بسيط يا اصلا عارض ذهن نمىشوند و ذهن نسبت بانها به كلى بى خبر است و يا آنكه عارض ذهن مىشوند در حالى كه هيچگونه ابهام و اجمالى در كار نيست و از غير خود متميزند و معناى بداهت نيز غير اين نيست اين برهان در ساير مفاهيم عامه كه مورد استفاده فلسفه واقع مىشود نيز جارى مىشود . در اينجا توضيح چند نكته لازم است 1 معنى بديهى و معلوم بالذات بودن همين است كه گفتيم يعنى عدم ابهام و اجمال و متميز بودن به خودى خود از غير بدون احتياج به تفسير و شرح و گاهى بجاى كلمه بديهى كلمه فطرى استعمال مىشود و همين معنى مقصود است و البته مانند بسيارى از اشخاص نبايد اشتباه كرد و پنداشت كه مفاهيم بديهى مفاهيمى است كه ذاتى نفس است و نفس از ابتدا تكون خود آن مفاهيم را همراه دارد ما در مقاله 5 ثابت كرديم كه معلوم فطرى به اين