تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
پيوسته از موضوع خود كنار و بوى نيازمند و پيوسته مىباشد و اين سخن در مورد واقعيت هستى صادق نيست زيرا چيزى كه از هستى كنار بيفتد پوچ و باطل خواهد بود و اگر كنار نيفتد اثر و خاصه
شرح
يك واحد واقعى مثلا انسان و واقعيت انسان يا خط و واقعيت خط هر دو امرى غير عينى بوده و صرفا انديشه ذهنى باشند پس معناى اينكه انسان واقعيت دارد اين مىشود كه صرفا من اينطور انديشه مىكنم اما در ماوراء ذهن من چيزى نيست و اين خلاف اصل قطعى و بديهى است كه ما داريم و عينا تسليم به مدعاى سوفسطائيان است . پس از بيان اين مقدمات مىگوئيم كه از مقدمه اول دانستيم كه بحث اصالت وجود يا ماهيت در عين اينكه بحث از تعيين و تحقيق خارج و واقع است بحث و كاوش از ذهن نيز هست و اين بحث داراى دو جنبه است از يك جنبه ذهنى و از جنبه ديگر خارجى است و هر دو جنبه توام با يكديگر است و از مقدمه دوم دانستيم كه ماهيت چيست و نسبت وى با وجود بحسب اعتبار ذهن چيست و از مقدمه سوم دانستيم كه ماهيت و وجود مجموعا يك واحد را در خارج تشكيل مىدهند و دو امر واقعيتدار نيستند پس ممكن نيست كه هر دو اصالت و عينيت داشته باشند يعنى هم وجود اصيل باشد و هم ماهيت و از مقدمه چهارم دانستيم كه ممكن نيست كه ماهيت و وجود هر دو غير واقعى باشند و هر دو انديشه محض و ساختگى ذهن باشند يعنى هر دو اعتبارى باشند . پس از اين مقدمات نوبت طرح اين مسئله مىرسد كه آيا وجود اصيل است و ماهيت اعتبارى يا ماهيت اصيل است و وجود اعتبارى . براى اثبات اصالت وجود براهين زيادى اقامه شده و برخى از آن براهين متكى به اصول موضوعه اى است كه آن اصول موضوعه را علم يا فلسفه بايد ثابت كند و قهرا تا وقتى كه آن اصول موضوعه به مرحله اثبات نرسد برهان متكى بانها نيز جنبه قطعيت پيدا نمىكند و برخى ديگر اينطور نيست ما در اينجا نمىتوانيم همه براهينى كه براى اثبات اصالت وجود اقامه شده بيان و نقادى كنيم بلكه فقط به بيان يك برهان كه جنبه فلسفى خالص دارد و از همه ساده تر و در عين حال محكمتر و قوىتر است اكتفا مىكنيم و آن برهانى است كه از نظر كردن در خود وجود و ماهيت بدون استعانت از مقدمات