تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
وجود علت علت وجود معلول است عدم علت علت عدم معلول است اگر چه اين سخن عدم علت علت عدم معلول است خالى از يك نحو مجاز نيست زيرا چنان كه در مقاله 7 گفته شد عدم يك معنائى است كه ساخته ذهن بوده و واقعيتى نسبى دارد ولى با فرض واقعيت براى وى حكمش همان است و بس و از همين جا نتيجه
شرح
همواره معلولات معينه بدنبال خود مىآورند معناى اين قانون اينست كه در قانون كلى عليت سنخيت معتبر است و نه اينست كه از هر علتى هر معلولى صحت صدور داشته باشد و هر معلولى بهر علتى قابل استناد باشد بلكه علل خاص همواره معلولات خاصى بدنبال خود مىآورند حكماء اين قانون را قانون سنخيت علت و معلول مىخوانند اگر ما قانون كلى عليت را بپذيريم و قانون سنخيت را نپذيريم بايد بپذيريم كه هر چند هيچ حادثه اى خود به خود و بلا سبب پيدا نمىشود ولى صدور هر چيزى از هر چيزى جايز است و در اين صورت هر چند جهان در نظر ما به صورت موجوداتى منفرد و ناپيوسته نيست ولى محققا به صورت يك نظام معين نيز تجسم پيدا نخواهد كرد قانون ديگرى كه از اصل كلى عليت منشعب مىشود قانون عدم امكان انفكاك معلول از علت تامه است كه از آن به قانون وجوب ترتب معلول بر علت تامه يا قانون ضرورت على و معلولى يا جبر على و معلولى تعبير مىكنيم و اين قانون همان است كه در مقاله 8 مشروحا در اطراف آن بحث كرديم . از قانون عليت و قانون سنخيت و قانون جبر على و معلولى به ترتيب سه مطلب نتيجه مىشود 1 ارتباط و پيوستگى موجودات 2 نظام معين موجودات 3 وجوب و ضرورت نظام معين موجودات . با در نظر گرفتن سه مطلب ما و در نظر گرفتن امتناع تسلسل علل و انتهاء سلسله علل به علت بالذات در مقاله 8 گذشت و در نظر گرفتن وحدت علت بالذات در مقاله 14 خواهد آمد مجموع جهان هر چند داراى ابعاد غير متناهى زمانى و مكانى باشد يكدستگاه واحد كامل العيار خواهد بود كه بين تمام اجزاء و ابعاض غير متناهى اين دستگاه ارتباط و پيوستگى برقرار است .