تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
نمىشود يكى از آن دو تا را تخصيص بوجود دهد و نيز يكى از آن دو تا نمىشود بوجود اختصاص يابد و از همين جا دو قاعده معروف زنده مىشوند يكى اينكه ترجيح بلا مرجح محال است ديگر اينكه ترجح بلا مرجح محال است . 3 از نتيجه دوم بدست مىآيد كه اختيار بمعنائى كه انسان
شرح
راجع بامتناع معدوم شدن موجود و موجود شدن معدوم بحث مىكرديم ثابت كرديم كه امتناع موجود شدن معدوم و معدوم شدن موجود به آن معنا كه فلسفه مىپذيرد و تفسير مىكند نه مستلزم ازليت و ابديت موجودات است و نه مستلزم نفى معلوليت و خلقت و آفرينش آنها مراجعه شود بعدا نيز در اينباره بحث خواهيم كرد

احتياج به علت

از دسته عرفا كه طرفدار وحدت وجودند و از عده معدودى كه تصور عليت و معلوليت براى آنها به صورت امرى محال و ممتنع جلوه كرده بگذريم ساير مكاتب همه طرفدار قانون عليت هستند . براى طرفداران عليت يك سؤال مهم پيش مىآيد كه پاسخ آن دشواريهاى زيادى همراه دارد و آن سؤال اينست مناط احتياج علت چيست . قبلا گفتيم كه مفهوم چرا سؤال از علت وجود شىء است و هر حادثه اى كه پيدا مىشود ما از علت آن حادثه سؤال مىكنيم و البته در مقام جواب سؤال از علت هر حادثه با بيان علت آن حادثه پاسخ مىدهيم ولى يك سؤال مهم و كلى در فلسفه باقى است كه پاسخ آن را فلسفه بايد بدهد و آن سؤال اينست كه علت احتياج به علت چيست معناى اين سؤال اينست كه چه خصوصيت از خصوصيات شىء است كه سبب شده آن شىء وجودش ناشى از علت باشد بتناسب پاسخى كه طرفداران مكاتب مختلف به اين سؤال ميدهند عقيده خود در باره اين مطلب بيان مىكنند كه آيا هر موجودى محتاج به علت است و موجودى كه وجودش متكى به علت نباشد محال است يا آنكه اشكالى ندارد كه موجودى بى نياز از علت و غير متكى به علت باشد و بنا بر فرض دوم مناط اين بى نيازى و نيازمندى چيست و چه خصوصيتى دخالت دارد
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 196 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى