تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
و انسان در افعال خود از قيد علت خارج از خود آزاد مىباشد اينست معنى تفويض نه اينكه اختيار بمعنى نفى ضرورت بوده باشد و يا اينكه افعال انسان هم استناد به اراده وى و هم استناد

جبر و اختيار و وجدان

شرح
نظريه جبر غالبا از طرف كسانى ابراز مىشود كه مىخواهند خود را به اين وسيله از زير بار تكليف و قانون و اخلاق آزاد سازند و هر كارى كه مرتكب مىشوند براى آن كار به خيال خود عذر موجهى بتراشند گاهى بگويند خدا خواسته كه چنين بشود و در مقابل خواسته خدا چه مىتوان كرد و گاهى بگويند شرائط محيط ايجاب مىكند و جلو جبر تاريخ را نمىتوان گرفت . البته توجيه و تفسير فلسفى مسئله جبر و اختيار با توجه بجميع جوانب و اطراف آن از غامضترين مسائل است و كمتر دانشمندى توفيق حاصل كرده كه بدرستى از عهده حل آن بر آيد ولى ادراك اجمالى اينكه انسان در اعمال خويش آزاد است و در مقابل هيچ عامل طبيعى يا ما فوق الطبيعى مسلوب الاختيار نيست امرى است بديهى و وجدانى زيرا مربوط به طرز انجام يافتن اعمال وجدانى ذهنى خود انسان است هر كسى وجدانا حس مىكند كه نه طبق ادعاى اشاعره ذات بارى او را مسلوب الاختيار كرده است و نه طبق ادعاى ماديين شرائط مادى محيط ميتواند او را مانند برگ كاهى بر روى يك سيل خروشان بىاختيار از آن سو به آن سو ببرد . انسان وجدانا احساس مىكند كه در هر حالتى و تحت هر شرايطى در انتخاب فعل يا ترك آزاد است انسان بالوجدان احساس مىكند كه قدرت مقاومت در مقابل عوامل مادى بخاطر حفظ فضيلت اخلاقى و غيره در وى موجود است انسان وجدانا احساس مىكند كه استعداد پذيرفتن تكليف و قانون و مسؤوليت را دارد و از اين لحاظ با جمادات و نباتات و حيوانات فرق دارد و همانطورى كه در متن بيان شده اگر انسان خود را فطرتا مختار نمىدانست هيچگاه با فكر و تروى فعلى را انجام نمىداد و يا ترك نمىكرد و هرگز اجتماعى را كه داراى شؤون مختلفه امر و نهى و پاداش و تربيت و ساير توابع است بر پا نمىكرد انكار اين مطلب انكار يك امر بديهى و وجدانى است و يك نوع سفسطه بشمار ميرود مولوى مىگويددر خرد جبر از قدر رسواتر است زانكه جبرى حس خود را منكر است