از بيان گذشته نتيجه گرفته مىشود الف انسان يا هر موجود زنده بواسطه به كار انداختن قواى فعاله خود يك سلسله مفاهيم و افكار اعتباريه تهيه مىنمايد
شرح
صاحب غريزه در همه كارها تخصص و مهارت اعمال كنند و بين افراد نوعشان اختلاف باشد همانطورى كه از لحاظ جسمانى كم و بيش اختلاف هست و مىبايست در وضع حركات غريزى آنها تكامل و ترقى بوجود آيد همانطورى كه در انسان كه كارهاى خويش را از روى فكر و نظر و تعليم و تعلم انجام مىدهد همه اين خصوصيات هست 6 هدايت غريزه بوسيله يك نوع الهام غيبى صورت مىگيرد حكماء اشراق مدعى بودند كه تدبير حيات هر نوع از انواع حيوانات بوسيله يك نور مدبر صورت مىگيرد كه آن هم بالاخره منتهى مىشود به نور الانوار و ذات واجب الوجود اين نظريه را با دلائل علمى نمىتوان رد كرد و اگر از هيچ راه از راههاى عادى و طبيعى حركات غريزى قابل توجيه نباشد ناچار بايد حكم كرد كه حيوان در حركات غريزى خود بوسيله يك نيروى ديگرى كه محيط بر وجودش است هدايت مىشود چيزى كه هست كيفيت الهام و كيفيت ياد گرفتن و هدايت شدن حيوان مطابق اين نظريه بر ما روشن نيست .
7 حركات غريزى حيوان همه حركاتى است از روى شعور و اراده و قصد و لكن در عين حال اين فعاليتها فعاليت تدبيرى نيست يعنى حيوان فعاليتهاى خود را به منظور نتايج طبيعى آنها انجام نمىدهد بلكه از نتائج طبيعى افعال خود به كلى بىخبر است چيزى كه هست وضع ساختمان هر حيوانى نسبت به كارهاى غريزى مخصوص خودش طورى است كه از آن افعال طبعا لذت مىبرد و حيوان بدون آنكه از نتيجه آن فعل آگاه باشد و بدون آنكه ميل به نتيجه فعل او را تحريك كرده باشد بلكه فقط براى لذتى كه از نفس فعل عايد حيوان مىشود فعاليت مىكند .
براى توضيح مطلب مىتوان دو نوع فعاليتى كه در انسان ديده مىشود مورد مطالعه قرار داد انسان هر چند هر فعاليتى را براى آرزوئى و رسيدن بيك لذتى و ارضاء يك تمايلى انجام مىدهد ولى در بعضى از افعال مستقيما خود فعل را نمىخواهد يعنى خود فعل لذت بخش نيست بلكه بسا هست مقرون برنج است و لكن آن فعل انسان را بيك مقصود نهائى نزديك مىكند از قبيل شخم زدن زمين و دانه پاشيدن و درو كردن و خرمن كردن و . . . كه يك نفر