ب ضابط كلى در اعتبارى بودن يك مفهوم و فكرى اينست كه به وجهى متعلق قواى فعاله گرديده و نسبت بايد را در وى توان فرض كرد پس اگر بگوئيم سيب ميوه درختى است فكرى
شرح
كشاورز براى يك مقصود اصلى و نهائى انجام مىدهد در اين گونه افعال چون خودشان مطلوب و مقصود نيستند و تمايلات انسان را بسوى خود جذب نمىكنند لازم است كه انسان فائده طبيعى اينها را بداند و قوانين و قواعد صحيح اين كارها را بداند تا آنها را طورى انجام دهد كه به نتيجه مطلوب يعنى به چيزى كه مستقيما آسايش و آرامش خاطر انسان را فراهم مىكند و يك تمايلى را خشنود ميسازد برسد در اين گونه كارها راهنماى انسان فقط فكر و انديشه است و لهذا بايد از طريق تجربه و تعقل و تعليم و تعلم بدست آيد اين گونه فعاليتها را مىتوان فعاليت تدبيرى اصطلاح كرد يك قسم فعاليتهاى ديگر است كه انسان خود فعل را مىخواهد يعنى خود فعل مستقيما لذت بخش و ارضاء كننده يكى از تمايلات است از قبيل تغذى و اعمال جنسى حيوانات .
اين گونه افعال خودشان مطلوب و مقصود حيوانند و تمايلات حيوان را بسوى خود جذب مىكنند يعنى احساس هر يك از اين افعال بواسطه ملايمتى كه با طبع حيوانى دارد هيجانى در وى ايجاد و او را به عمل وادار مىكند نظير هيجانى كه خود به خود از ديدن يك منظره زيبا يا شنيدن يك آواز خوش و يا استشمام يك بوى مطبوع در انسان پيدا مىشود كه به صرف روبرو شدن و انعكاس ذهنى اين امور جذب و انجذاب پيدا مىشود اين گونه افعال غايات طبيعى مهمى دارد و طبيعت عينى خارجى انسان است كه براى بقاء و كمال فرد يا نوع اين تمايلات را بوجود آورده است ولى در شعور انسان اين نتايج طبيعى منعكس نمىشود و اگر فرضا منعكس بشود مانند انسان عالم باز داعى و محرك نفسانى همان ارضاء تمايل است اين گونه فعاليتها را مىتوان فعاليت التذاذى اصطلاح كرد .
حركات غريزى حيوان را مىتوان حركات التذاذى دانست نه تدبيرى يعنى حيوانات بر خلاف انسان از لحاظ وضع تمايلات و نفسانيات طورى مجهز ساخته شدهاند كه از جميع حركات غريزى خود مستقيما لذت مىبرند و تمام آن كارها را صرفا براى همان لذتى كه از خود آن افعال مىبرند انجام ميدهند بدون آنكه از نتيجه و فائده طبيعى عمل خود آگاه باشند و آن را