عملى مىناميم .
د چون اعتباريات عملى مولود يا طفيلى احساساتى هستند كه صاحب قواى فعاله مىباشند و از جهت ثبات و تغيير و بقاء و زوال تابع آن احساسات درونىاند و احساسات نيز دو گونه هستند احساسات عمومى لازم نوعيت نوع و تابع ساختمان طبيعى چون اراده و كراهت مطلق و مطلق حب و بغض و احساسات خصوصى قابل تبدل و تغيير از اين روى بايد گفت اعتباريات عملى نيز دو قسم هستند .
1 اعتباريات عمومى ثابت غير متغير مانند اعتبار متابعت علم و اعتبار اجتماع و اختصاص چنان كه بيان خواهيم نمود .
2 اعتباريات خصوصى قابل تغيير مانند زشت و زيبائىهاى خصوصى و اشكال گوناگون اجتماعات .
انسان ميتواند كه هر سبك اجتماتى را كه روزى خوب شمرده روز ديگر بد بشمارد ولى نمىتواند از اصل اجتماع صرفنظر نموده و يا اصل خوبى و بدى را فراموش نمايد .
پس اعتباريات عملى بر دو قسمند اعتباريات ثابته كه انسان از ساختن آنها ناگزير است و اعتباريات متغيره .
آنچه بيانات گذشته تا كنون نتيجه داده اينست انسان يا هر جانور زنده ميان خود قواى فعاله و ميان حركات حقيقى و خواص و افعال اختيارى خود اجمالا يك سلسله ادراكات و علومى را ساخته و توسيط مىنمايد .
ولى آيا آنها را چگونه ساخته و آنها چه انقسامات و احكامى دارند و آنها چگونه با خواص و افعال حقيقى انسان ارتباط پيدا مىكنند پرسشهائى هستند كه هنوز پاسخ تفصيلى آنها داده نشده اگر چه شالوده سخن در بيان گذشته ريخته شده
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٩٥