تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
و در اين ميان ماده نيز كه متعلق فعل است اعتبارا بصفت وجوب و لزوم متصف شده . بنابر اين همين كه انسان قواى فعاله خود را به كار انداخت عده زيادى از اين نسبت بايد را در غير مورد حقيقى خودش گذاشته و همچنين به چيزهاى بسيارى صفت وجوب و لزوم داده در حالى كه اين صفت را بحسب حقيقت ندارند .
شرح
داروين در مورد انتقال صفات اكتسابى از اسلاف باعقاب دارند و تحقيقات جديد علم وراثت اين نظريه را مردود شناخته است ديگر اينكه ما در مورد انسان مشاهده مىكنيم كه حركات عقلانى و ادراكى هيچگاه به صورت غريزه باعقاب منتقل نمىشود و اگر اين نظريه درست بود لازم بود كه اعمال عقلانى انسان به صورت غريزه باعقاب منتقل شود و نوزادان انسان كاملترين حيوانات باشند از لحاظ غرائز و حال آنكه قضيه كاملا بر عكس است و آنكه از لحاظ هدايت غريزه از همه ناقصتر است انسان است . 4 حركات غريزى اعمالى خود به خودى هستند و بدون دخالت اراده و انديشه صورت مىگيرند مانند اعمال انعكاسى كه از موجود زنده سرمىزند از قبيل حركات جهاز هاضمه هنگامى كه غذا وارد آن مىشود و يا ترشح غدد زير زبان هنگامى كه مثلا ترشى روى زبان قرار مىگيرد و غير اينها فرقى كه هست اينست كه اين سلسله اعمال انعكاسى بسيط و ساده هستند ولى حركات غريزى مركب و پيچيده‌اند تمام حركات غريزى حيوان در نسلهاى پيش حركاتى انعكاسى و ساده بوده‌اند بعدها بتدريج كه حيوانات تكامل يافته‌اند و انواع از يكديگر اشتقاق يافته‌اند اين حركات نيز كه به صورت عادت در آمده‌اند بموازات ساير قسمتهاى وجودى حيوان تكامل پيدا كرده و طبق قانون وراثت باعقاب منتقل شده‌اند اين نظريه منسوب به داروين است . اين نظريه نيز به چند دليل مردود شناخته شده يكى همانكه در بالا گفته شد كه علم وراثت نظريه انتقال صفات اكتسابى را قبول نمىكند و ديگر آنكه حركات انعكاسى عكس العمل بدن حيوان در مقابل يكى از مؤثرات خارجى است و حال آنكه حركات غريزى از عوامل درونى حيوان سر چشمه مىگيرد آيا چه محرك خارجى در بدن حيوان تاثير مىكند كه او را به طرف غذا يا لانه ساختن يا نزديكى جنسى روانه ميسازد بعلاوه چگونه مىتوان قبول كرد كه حركات