تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
در حال تطور و تكوين و تكميل است و هيچگاه به صورت قطعى و ثابت و غير قابل تغيير درنمىآيد و عقلى كه ظاهرا تكوين يافته يعنى داراى معلومات اوليه و مبادى عقليه معينى گرديده است در واقع صورتى موقت است كه به خود گرفته و قابل تغيير و تحول مىباشد در تاييد اين اصل كافى است مراحلى را كه علوم طى مىكنند و گاه گاه سبب مىشوند كه نفس ناطقه از اصول علمى كه مسلم بشمار مىرفته رو بگرداند و به اصول ديگرى اعتقاد حاصل كند يادآور شويم بنا بر اين يك بار ديگر تكرار مىكنيم كه همانگونه كه هدف فعاليت مادى و بدنى انسان اينست كه طبيعت را مطابق احتياجات خود سازد فعاليت نفسانى هم براى آن است كه نفس حقيقت و واقع را با مقتضيات مخصوص خود مطابقت دهد . نظريه بالا در آنچه مربوط بمطلب ما است شامل سه قسمت است 1 علم محصول همكارى حس و عقل است . 2 عقل و ادراكات عقلانى بتدريج تكوين پيدا مىكند و از اول ساختمان پرداخته و كاملى ندارد . 3 اصول عقلانى تابع اصل انطباق با محيط است از اين مطلب دو مطلب ديگر نتيجه مىشود الف عقل و اصول عقلانى در همه اشخاص يكسان و مانند هم نيست . ب عقل و اصول عقلانى با تغيير اوضاع و شرايط و احتياجات تغيير مىكند . نظريه ما راجع بقسمت اول همانست كه در مقاله 5 گفتيم در آن مقاله دخالت حس را در پيدايش يك رشته تصورات و دخالت وجدان را در پيدايش يك رشته تصورات ديگر و دخالت حمل يا حكم را در پيدايش تصورات عمومى و دخالت عاقله را در تعميم تصورات جزئى كه از راه حس يا راه ديگر حاصل مىشود و همچنين دخالت تجربه را در پيدايش يك رشته احكام و تصديقات و دخالت مستقيم و بلا واسطه عقل را در پيدايش يك رشته احكام و تصديقات ديگر كه بنام بديهيات اوليه يا اصول و مبادى عقليه مىخوانديم بيان كرديم و نتيجه ايكه از آن مقاله گرفتيم اين بود كه علم بشر محصول همكارى حس و عقل است و ما در آن مقاله بين تصورات مقدم بر حس و تصديقات مقدم بر تجربه فرق گذاشتيم بنا بر اين در اين قسمت ما موافق نظريه بالا هستيم ولى با بيان مخصوصى كه در مقاله 5 شرح داديم از تكرار آن بىنيازيم .
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 146 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى