در قسمت دوم نيز نظريه موافق داريم اين نظريه كم و بيش از زمان ارسطو رايج بوده و ابن سينا به بهترين وجهى آن را توضيح داده ولى مطابق نظريه ارسطو و ابن سينا نفس از آغاز جوهرى است مستقل از بدن و ادراكات عقلانى كه براى وى به تدريج پيدا مىشود بمنزله اوصاف و عوارض يا نقشهائى است كه وى را عارض مىشود .
كاملترين و جامعترين نظريه تكامل تدريجى عقل و معقولات نظريه محكم و برهانى صدر المتالهين است كه از طرفى نفس را در آغاز امرى مادى و جسمانى مىداند كه بتدريج كمال جوهرى حاصل مىكند و بمرتبه حس و خيال و سپس بمرتبه عقل مىرسد و از طرف ديگر عقل و عاقل و معقول را متحد مىداند مطابق اين نظريه نه نفس در آغاز جوهرى است مستقل از بدن و نه ادراكات عقلانى نقشها و عوارض و اوصافى است براى نفس مطابق اين نظريه پيدايش تدريجى معقولات عين تكون تدريجى كمالى عقل و عاقله است بنا بر اين عقل و ادراكات عقلانى بتدريج تكون پيدا مىكند و از اول ساختمان پرداخته و كاملى ندارد .
اختلاف نظر ما با نظريه فلاسفه و روانشناسان جديد در قسمت سوم است ما با كمال احترامى كه نسبت بمطالعات و مشاهدات و تجربيات اين دانشمندان قائليم و كمال قدردانى كه از زحمات اين دانشمندان در اينباره مىنمائيم به خود حق مىدهيم كه استنباطى را كه اين دانشمندان از مطالعات خود كردهاند مورد تجزيه و تحليل و انتقاد قرار دهيم .
همچنانكه از عبارات فوق استفاده مىشود اين دانشمندان اين نظريه را بيشتر از مطالعه اخلاق و عادات و آداب و سنن مختلف مردمان پيدا كردهاند زيرا در مطالعات خود برخوردهاند كه طرز افكار و عقايد هر ملتى متناسب است با احتياجات و شرايط مخصوص زندگانى آنها و نيز دريافتهاند كه با تغيير احتياجات و شرايط زندگى طرز فكر و عقايد افراد يا جماعات فرق مىكند و از طرف ديگر اين دانشمندان همه افكار و ادراكات را يكجور و مانند هم پنداشتهاند ناچار استنباط كردهاند كه بطور كلى عقل و ادراكات تابع احتياجات حياتى است .
چنين به نظر مىرسد كه با تفكيك و تميزى كه ما اكنون در اين مقاله بين ادراكات حقيقى يا حقايق و ادراكات اعتبارى يا اعتباريات مىدهيم و افكار و معتقداتى را كه بيشتر مورد مطالعه آن دانشمندان بوده يعنى همان اعتباريات كه دستخوش تغيير و تبديل است مشخص مىكنيم اين سوء استنباط خود به خود از بين مىرود و مشكل حل مىشود .
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 147
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٤٧