تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
مىتوانيم به علم و فلسفه و منطق داشته باشيم . مسلما تا اين مطلب تحقيق نشود مطالب و مسائلى كه در مقاله هاى 4 و 5 گذشت ناقص خواهد بود بلكه تا تكليف اين مطلب روشن نشود اساسا پاى منطق و فلسفه و علوم به جائى بند نخواهد بود و مخصوصا از آن جهت تحقيق اين مطلب لازم است كه بعضى از فلاسفه و روانشناسان جديد چنان كه خواهيم ديد مدعى شده‌اند كه مشاهدات و مطالعات آنها در عقايد و افكار ملل مختلف آنها را به همين نتيجه رسانده است . مسئله تعيين رابطه عقل و ادراكات عقلانى با اصل انطباق با احتياجات يك مسئله نو و بىسابقه ايست كه در اين مقاله مطرح شده و علتش اين است كه دو اصل بيولوژى فوق كه مىخواهيم رابطه افكار و ادراكات را با آنها بسنجيم دو اصلى است كه بيش از يك قرن و نيم از ورود آنها در صحنه علم نمىگذرد و اين دو اصل بيشتر از طرف دو شخصيت معروف يكى لامارك 1744 1829 و يكى داروين 1809 1882 مورد تاييد و تقويت قرار گرفت و هر چند سابقا به اين دو اصل كم و بيش توجه مختصرى شده بود ولى ترديدى نيست كه بسيار مختصر و ناچيز بوده است . روى همين جهت است كه حكمايى كه طرفدار نظريه ثبات و يكسانى و يك نواختى عقل و اصول عقلانى بوده‌اند از خود ارسطو گرفته تا فارابى و ابن سينا و صدر المتالهين در مشرق و تا دكارت و پيروانش در مغرب وارد اين مبحث نشده‌اند و تا آنجا كه ما اطلاع داريم اين اولين مرتبه است كه بوسيله اين سلسله مقالات از افكار و ادراكات و رابطه آنها با دو اصل بيولوژى بنام اصل كوشش براى حيات و اصل انطباق با احتياجات سخن به ميان مىآيد و بطور مستقل توضيح و تشريح مىشود كه ادراكات بر دو گونه است حقيقى و اعتبارى و ادراكات اعتبارى مولود اصل كوشش براى حيات و تابع اصل انطباق با احتياجات است و مانند بسيارى ديگر از شئون جسمانى و نفسانى يك سير تكاملى و نشؤ و ارتقاء را طى مىكنند و اين سير از چه نقطه آغاز و چگونه و به چه ترتيب طى مراحل مىكند و چه قواعد و قوانينى دارد بخلاف افكار و ادراكات حقيقى كه تابع اين اصل نيست و يك وضع ثابت و مطلق و يك نواختى دارد همچنانكه قبلا اشاره شد نظريه تبعيت عقل و مطلق ادراكات عقلانى از اصل انطباق با محيط با نظريه تجربيون كه جميع اصول عقلانى را مولود