تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
مجهول است حتى خود اين قضيه نيز مجهول است آيا همه چيز در ادراك انسان نسبى و متغير است حتى خود اين چيز شايد ما با روش متافيزيك فكر مىكنيم و سخن اينان را نمىفهميم چنان كه مىگويند ولى در اين فرض آيا فكرهائى داراى عينيت و ثبات پيدا نشد و آيا در اين صورت يك دسته فكر داراى عينيت و ثبات و يك دسته فاقد وصف عينيت و ثبات پيدا خواهد شد يعنى فكر مىتواند هم با اوصاف ماده و هم بى آنها موجود شود . يعنى فكر كه هميشه مادى است گاهى مادى است و گاهى مادى نيست و اين تناقض محال است ولى اين دانشمندان اجتماع متناقضين را صريحا جايز مىدانند . و ثالثا اجتماع نقيضين كه غالبا در ديالكتيك به اجتماع ضدين تعبير مىشود هم در ماده و هم در ادراك محال است و به طورى روشن مىباشد كه اگر در هر قضيه بديهى شك نمائيم چنان كه گفتيم كه حصول علم در هر بديهى متوقف به قضيه استحاله ارتفاع و اجتماع نقيضين مىباشد و با فرض نبودن اين قضيه علم مستقر نمىشود در حكم نقيضين نمىشود شك و ترديد نمود و غريزه فطرى انسان و من جمله خود دانشمند مادى تحولى نيز بطلان اين حكم را نمىپذيرد و اين همه تكاپو كه ديالكتيك در نفى اين حكم مىكند و مثالهاى بسيار كه در راه اثبات حقانيت دعواى خود مىآورد و تعبيرات مختلف مثل وجود و عدم و بالقوه و بالفعل و تز و آنتى تز و ضدان و متغايران و متنافيان كه مىنمايد همه آنها گواه بر اين است كه خلط كرده و چيزى ديگر بجاى نقيضين گرفته و از محل كلام بيرون افتاده و بهدف ديگرى تيراندازى مىنمايد و گرنه هيچگاه حاضر نيست كه يك حكم صد در صد راست و هم صد در صد دروغ بوده و هم راست نباشد و هم دروغ نباشد .
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 131 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى