پديده ثابت غير متغير بوجود آورد و از اين روى از پذيرفتن تحول در علوم و ادراكات چاره و گريزى نيست و روى اين اصل همه سخنان ديالكتيك در توصيف حال علوم و ادراكات و روشى كه اتخاذ كرده درست خواهد بود .
پاسخ آنچه را اصول مبرهنه گذشته اقتضا مىكند اينست كه با فرض مادى نبودن علوم و ادراكات از زايش طبيعى نمىتوان دم زد و طبعا در اين صورت تبعيتهاى حكمى ميان ماده و ادراكات از ميان برمىخيزد و آنچه بحثهاى فلسفى در مورد نسبت وجودى در ميان موجودات غير مادى نتيجه گرفته با حفظ موافقت آن در مورد ادراكات بايد گفت انسان در موقع حصول يك سلسله آثار ماديه با شرايط مخصوص اين پديده هاى غير مادى برايش ظهور مىكند كه با ماده مطابقت مخصوصى دارند جز اينكه ماده هميشه ناقص و متحول و آن پديده هاى غير مادى تام و ثابت مىباشند و اينكه ما در ميان سخنان خود در مورد اين پديده ها نام زايش و توالد و استنتاج و تكون به زبان مىآوريم در اثر محيط بحث و انس با ماده و ماديات بوده و جز تجوز و تسامح صورتى ندارد .
اشكال
آزمايشهاى متوالى نشان مىدهد كه محيط زندگى انسان در افكار وى سهيم مىباشد و اختلاف معلومات و افكار با اختلاف منطقه و محيط زندگى حتى در يك فرد انسانى بحسب دو زمان و بموجب اختلاف شرايط روشن و غير قابل انكار است و همچنين ما مىتوانيم با تربيتهاى گوناگون در انسان افكار گوناگون ايجاد نمائيم
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 133
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٣