پس حقايق علمى مخلوق خودمان و تابع خودمان بوده و يك ثبوت غير قابل تغييرى ندارند .
پاسخ وصف مزبور تغيير مخصوص بيك سلسله ويژه اى از معلومات و ادراكات است كه مطابق خارجى آنها اجزاء اجتماعى است كه خودمان بوجود مىآوريم و ناچار با تغييراتى كه خودمان در اجزاء و شرايط اجتماع ايجادى خودمان مىدهيم ادراكات ويژه آنها تغيير مىپذيرند .
اما يك سلسله ادراكاتى كه مطابق آنها خارج از ظرف اجتماع مىباشد و با فرض وجود و عدم انسان مجتمع يا هر جانور زنده اجتماعى به وصف تحقق و وجود موصوفند يعنى بود و نبود حيوان مدرك در واقعيت آنها مؤثر نمىباشد آنها با اختلاف محيط زندگى و تربيت و تلقين اختلاف پيدا نمىكنند .
توضيح كامل اين مطلب به بيان مبسوطترى نيازمند است كه در مواد علوم و ادراكات از طريقه ديگر و راه تازه ترى به جستجو و بررسى پرداخته و علوم و ادراكات حقيقى و اعتبارى را مورد بحث و كنجكاوى قرار داده و كيفيت مطابقت آنها را با خارج خود و خواص ديگرشان را روشن سازيم و از اين روى ناچاريم در همين جا اين مقاله را خاتمه داده و مقاله ديگرى را آغاز كنيم .
مسائلى كه اين مقاله بثبوت آنها پرداخته به شرح زير است 1 هر علم حصولى در مورد خود يك علم حضورى دارد .
2 ما بنفس خود و قوى و افعال ادراكى خود و همچنين به نحوى بمحسوسات اولى خود علم حضورى داريم و هر علم حصولى از اين علوم حضوريه سرچشمه مىگيرد .
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 134
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٤