به كنجكاوى خود ادامه مىدهد و در اين حال فرضيه كهنه از جهان دانش سپرى مىشود با اينكه نتايج مثبت وى زنده هستند و زنده خواهند بود پس از ميان رفتن علت تصديق مستلزم بطلان نتيجه وى نمىباشد .
شرح
و اما ايرادى كه منطق تجربى بر روش استنتاج منطق تعقلى مىگيرد و مدعى است كه سير از كلى به جزئى و استدلال قياسى يا تكرار امر معلوم است و يا مصادره بر مطلوب پاسخش اينست كه اولا خود همين استدلال منطق تجربى استدلال قياسى است و از كلى به جزئى سير نموده و بنا بر اين يا تكرار امر معلوم است و يا مصادره بر مطلوب ثانيا اينكه منطق تجربى گمان كرده كه تمام استدلالهاى كلى يا تكرار امر معلوم است يا مصادره بر مطلوب مبنى بر اين است كه ذهن همواره از حكم جزئى به حكم كلى سير مىكند ولى با بيان گذشته معلوم شد كه ذهن در احكام خود نه تنها هميشه از جزئى به كلى سير نمىكند بلكه در مواردى هم كه از جزئى به كلى سير مىكند و قوس صعودى طى كرده قوانين كلى علوم طبيعى را مىسازد از يك سلسله اصول كلىترى كه ذهن از آغاز آنها را به همان كليت و بدون وساطت هيچ عامل خارجى تجربه و غيره پذيرفته است مدد مىگيرد ثالثا آنچه منطق تجربى در مورد انسان و حيوان كه بعنوان مثال آورده شد مىگويد مناقشه در مثال است ما مىتوانيم تغيير مثال داده رياضيات را گواه بياوريم در رياضيات از روش قياس عقلى استفاده مىشود مثلا در هندسه دو سه قانون مسلم كلى از قبيل قانون مساوات و قانون كل و جزء پايه و مبنا قرار داده مىشود و يكايك موارد جزئىتر از آنها استنباط مىشود و اگر استدلالهاى عقلى و سير از كلى به جزئى مطلقا غلط و تكرار معلوم يا مصادره بر مطلوب باشد استدلالات رياضى به كلى بى ارزش است و لازم است براى دريافتن چند اصل متعارف رياضى از قبيل اصل مساوات و اصل كل و جزء اول هر يك يك مسائل رياضى را استقراء كنيم و به مسائل رياضى آگاه شويم بعد حكم كنيم كه مقادير مساوى با يك مقدار مساوى با يكديگرند و كل از جزء بزرگتر است .
بعضى از دانشمندان بين استدلالات رياضى و استدلالات قياسى فرق گذاشتهاند و ادعا كردهاند كه استدلالات رياضى در عين اينكه تجربى نيست سير از كلى به جزئى هم نيست بلكه به عكس سير از جزئى به كلى است و تعميم به كار مىرود فيليسين شاله در متودولوژى فصل روش رياضيات مىگويد مىتوان