تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
هر رشته علمى فرضيه اى را گرفته و در مسير همان فرضيه چندى به كنجكاوى پرداخته و خواصى را روشن مىنمايد و پس از چندى خواصى تازه تر كه با فرضيه موجود سازگار نيستند استشعار نموده و فرضيه تازه و وسيعتر و سازگارتر بجاى فرضيه كهنه نشانيده و باز
شرح
اين راه اجمالا بوجود علت براى هر حادثه اى يقين دارد اين اصل بديهى اولى است و به تجربه بستگى ندارد و يكى اصل سنخيت بين علت و معلول يعنى همواره از هر علت معين معلول معين صادر مىشود اين اصل از اصل امتناع تناقض نتيجه مىشود و بتجربه بستگى ندارد ذهن پس از آنكه اين دو اصل را پذيرفت مىتواند از تجربيات خود نتيجه بگيرد زيرا تجربه كوشش مىكند كه رابطه بين دو حادثه جزئى را دريابد و عليت يك حادثه اى را براى حادثه ديگر بدست آورد و چون ذهن اذعان دارد كه صدفه محال است و حادثه بدون علت نيست قهرا اذعان مىكند كه حادثه مورد نظر بلا علت نيست آنگاه با روشهاى مخصوص كه علماء تجربى عملا در آزمايشهاى خود به كار مىبرند علت واقعى آن حادثه را بدست مىآورند علماء تجربى از قبيل فرانسيس بيكن و استوارت ميل دستورهاى عملى سودمندى براى طرز آزمايش و بدست آوردن علت حقيقى هر حادثه پيشنهاد كرده‌اند آن دستورها مورد استفاده دانشمندان علوم طبيعى واقع شده و اگر آن روشها در عمل رعايت نشود آزمايش نتيجه نمىدهد ولى خواننده محترم مىداند كه صحت هر آزمايشى موقوف به رعايت آن روشها است ولى صحت آن روشها را عامل تجربه تضمين نكرده است و ناچار صحت آن روشها را با يكنوع استدلال عقلى كه خود منكر صحتش هستند بدست آورده‌اند و پس از آنكه عليت يك حادثه را براى يك حادثه ديگر در موارد جزئى بدست آورد به حكم اصل سنخيت بين علت و معلول و اينكه علت معين همواره معلول معين را ايجاب مىكند كه فلسفه تعقلى صحت آن را تضمين كرده است آن حكم جزئى را تعميم مىدهد و قوس صعودى را طى كرده قانون كلى مىسازد ولى البته چيزى كه دشوار است اين است كه تجربه و آزمايش عملا بتواند علت واقعى يك حادثه را در ميان انبوه امورى كه احتمال مىرود هر يك از آنها علت حادثه باشند و امور ديگرى كه آزمايش كننده احتمال مىدهد از نظر وى دور باشند درك كند جنبه غير يقينى قضاياى تجربى از همين جا سرچشمه مىگيرد علت تغيير و تبديلهاى قضاياى تجربى كه به چشم خود مىبينيم بسرعت انجام مىگيرد همين است .