دچار تشنگى خواهند شد و از پاى در خواهند آمد و ما بىجنگ مىتوانيم آن جا را بگيريم . »
صلاح الدين گمان برد كه او راست مىگويد و آهنگ اين كار كرد . تا اينكه دانست بريدن همه آن آب انجامپذير نيست و چنين كارى به درازا مىكشد و زحمت بسيار دارد و سودى از آن به دست نخواهد آمد .
ياران او نيز اين كار را نكوهش كردند و ناپسند خواندند .
لذا از آن دست كشيد .
صلاح الدين در آن جا از آغاز ربيع الآخر ماند تا وقتى كه ماه به پايان خود نزديك شد .
آنگاه از موصل به سوى ميافارقين حركت كرد .
سبب حركت او اين بود كه شاه ارمن - صاحب خلاط - در نهم ربيع الآخر فوت كرد و خبر درگذشت او در بيستم آن ماه به دو رسيد .
صلاح الدين نيز بر آن شد كه به خلاط حمله برد و آن جا را بگيرد . زيرا شاه ارمن فرزند يا كس ديگرى از خانواده خويش را جانشين خود نساخته بود كه پس از وى بر شهرهاى او فرمانروائى كند .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
آن را بريد و گذاشت تا راست و صاف شد .
آنگاه چوب را تراشيد و از آن يك كمان در آورد و از باقى آن نيز پنج تير ساخت .
بقيه ذيل در صفحه بعد