تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
شير كوه ، و مظفر الدين بن زين الدين و سرداران ديگر را فرستاد . آنان رهسپار خلاط شدند و در طوانه ، نزديك خلاط ، فرود آمدند . صلاح الدين نيز به ميافارقين رفت . اما پهلوان روانه خلاط گرديد و نزديك خلاط اردو زد . فرستادگان مردم خلاط ، ميان ايشان و پهلوان و ميان ايشان و صلاح الدين پيام‌هائى رد و بدل كردند . سر انجام اهالى با شمس الدين پهلوان از در صلح در آمدند و از پيروان او شدند و به نام او خطبه خواندند .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : بعد گورخر ديگرى وارد چراگاه شد و او تير ديگرى انداخت . اين تير نيز همانند تير نخستين عمل كرد . و او باز گمان برد كه تيرش به خطا رفته است . بدين گونه پنج گورخر را يكى پس از ديگرى نشانه تير قرار داد و هر بار گمان مىبرد كه تيرش به نشانه نخورده است . بعد ، از كمينگاه خود بيرون رفت و چون گمان مىكرد كه علت خطا رفتن تيرها بدى كمان است ، به نخستين تخته سنگى كه رسيد ، آنقدر كمان را بر آن سنگ زد كه شكست و خردش كرد . سپس با خود گفت : « شب را در اين جا مىمانم و صبح پيش خانواده‌ام بقيه ذيل در صفحه بعد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 30 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت