حسن شهرت او لطمه خورد و هم فرصت تصرف موصل را از دست داد .
از اين رو او نيز به نوبه خود كسانى را سرزنش و توبيخ كرد كه به راندن آن خانمها تشويقش كرده بودند .
از طرف قاضى فاضل و كسان ديگرى هم كه هواى موصل در سر نداشتند نامههائى به صلاح الدين رسيد كه حاكى از سرزنش و نكوهش كار او بود .
هنگامى كه در موصل بود ، زين الدين يوسف بن زين الدين ، صاحب اربل پيش او آمد .
از زين الدين ، و برادرش - مظفر الدين كوكبرى - و سرداران ديگر در قسمت شرقى موصل پذيرائى كرد .
ضمنا على بن احمد مشطور هكارى را براى گشودن دژ « جديده » از شهر هكاريه فرستاد .
على بن احمد آن دژ را در ميان گرفت .
گروهى از كردان و مردم هكاريه نيز بر او گرد آمدند .
محاصره قلعه مذكور همچنان به حال خود باقى ماند تا صلاح - الدين از موصل رفت .
توده مردم موصل پى در پى از دجله مىگذشتند و از جانب
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
حكايت كردهاند كه يك نفر كسعى به صحرا رفت تا شتر خود را بچراند .
در آن جا يك شاخه درخت سدر بيابانى ديد كه بر روى صخره نرمى روئيده بود .
گفت : بهترين جا براى روئيدن اين درخت همين صخره است .
بقيه ذيل در صفحه بعد