تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
حسن شهرت او لطمه خورد و هم فرصت تصرف موصل را از دست داد . از اين رو او نيز به نوبه خود كسانى را سرزنش و توبيخ كرد كه به راندن آن خانم‌ها تشويقش كرده بودند . از طرف قاضى فاضل و كسان ديگرى هم كه هواى موصل در سر نداشتند نامه‌هائى به صلاح الدين رسيد كه حاكى از سرزنش و نكوهش كار او بود . هنگامى كه در موصل بود ، زين الدين يوسف بن زين الدين ، صاحب اربل پيش او آمد . از زين الدين ، و برادرش - مظفر الدين كوكبرى - و سرداران ديگر در قسمت شرقى موصل پذيرائى كرد . ضمنا على بن احمد مشطور هكارى را براى گشودن دژ « جديده » از شهر هكاريه فرستاد . على بن احمد آن دژ را در ميان گرفت . گروهى از كردان و مردم هكاريه نيز بر او گرد آمدند . محاصره قلعه مذكور همچنان به حال خود باقى ماند تا صلاح - الدين از موصل رفت . توده مردم موصل پى در پى از دجله مىگذشتند و از جانب
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : حكايت كرده‌اند كه يك نفر كسعى به صحرا رفت تا شتر خود را بچراند . در آن جا يك شاخه درخت سدر بيابانى ديد كه بر روى صخره نرمى روئيده بود . گفت : بهترين جا براى روئيدن اين درخت همين صخره است . بقيه ذيل در صفحه بعد