دوست داشتند كه به شهرهاى خود باز گردند . بدين جهة از فرمان او سرپيچى كردند .
برخى ديگر مىخواستند به جاى او ، برادر او را به فرمانروائى برسانند .
اين گروه نيز از او روى بر تافتند و بازگشتند .
سرانجام ، او ناچار به همراهى كسانى كه با او يك دل بودند پاى در راه نهاد .
هنگامى كه آنان را سان ديد و سرشمارى كرد چهل هزار و اندى بودند .
اين عده نيز در راه گرفتار بيمارى و با شدند و بسيارى از آنها به كام مرگ فرو رفتند .
در نتيجه ، وقتى به انطاكيه رسيدند ، مثل اين بود كه تازه از گور سر بر آوردهاند .
فرمانرواى انطاكيه هم كه از ديدنشان بيزار شده بود ، وادارشان كرد تا پيش فرنگيانى بروند كه در عكا بودند .
از اين رو ، باز به راه افتادند و به جبله و لاذقيه و شهركهاى ديگرى رفتند كه در تصرف مسلمانان بود .
مردم حلب و شهرهاى ديگر بر ايشان تاختند و گروه بسيارى از آنان را اسير گرفتند .
بيشتر كسانى كه گرفتار شده بودند در بند اسارت جان سپردند .
آن عده از آلمانىها كه بازمانده بودند به طرابلس رسيدند و چند روزى در آن جا به سر بردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 268
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦٨