روم شرقى ، بسيارى لشكريان وى را در نظر گرفت و نتوانست از عبور آنان جلوگيرى كند .
اما خواربار را از ايشان دريغ داشت و هيچيك از مردم خود را نيز اجازه نداد كه آنچه مورد نيازشان بود به ايشان برساند .
از اين رو ، زاد و توشه آلمانىها به پايان رسيد و دچار تنگى و سختى شدند .
با اين حال راه خود را پيگيرى كردند تا از خليج قسطنطنيه گذشتند و به سرزمين اسلام پاى نهادند .
آن جا قلمرو فرمانروائى قلج ارسلان بن مسعود بن سليمان بن قتلمش بن سلجق بود .
همين كه به اوائل آن سرزمين رسيدند تركمانان اوج بر ايشان تاختند .
از آن پس ، پيوسته آنان را دنبال مىكردند و هر كس را از آن كاروان دور مىافتاد مىكشتند .
كالاهاى آن گروه را نيز تا آن جا كه دستشان مىرسيد ، مىدزديدند .
فصل زمستان بود . سرما هم در آن شهرها سخت است و برق بسيار بر روى هم انباشته مىشود .
از اين رو ، سرما و گرسنگى و حمله تركمانان ، پى در پى آنان را نابود ساخت و شماره آنان كاهش يافت .
وقتى به شهر قونيه نزديك شدند ، ملك قطب الدين ملكشاه بن قلج ارسلان ، به سر وقت ايشان شتافت تا از پيشرفتشان جلوگيرى كند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 265
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦٥