تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
بكنيم ، تا بدين ترتيب لشكريانى هم كه در عكا داريم مجبور نشوند كه از مراقبت شهر دست بكشند . » ولى او برخى از لشكريانى كه نزد خود داشت ، مانند لشكر حلب و جبله و لاذقيه و شيزر و جاهاى ديگر ، را به سوى توابع حلب گسيل داشت تا آن نواحى را از دستبرد آلمانىها حفظ كنند . حال مسلمانان در آن هنگام چنان بود كه خداى عز و جل فرمود :
« إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً . »
[ ( 1 ) ] خداوند نيز گزند دشمنان را از سر مسلمانان دور ساخت و آنان را به دامى در انداخت كه خود به دست نيرنگ گسترده بودند . از نشانه‌هاى شدت بيم و هراس مسلمانان اين كه : يكى از سرداران صلاح الدين در موصل قريه‌اى داشت و برادر من - كه خدايش بيامرزاد - كارهاى آن قريه را عهده‌دار بود .
هامش
[ ( 1 ) ] - آيه‌هاى دهم و يازدهم سوره احزاب : ( ياد آوريد وقتى را كه در جنگ احزاب لشكر كفار از بالا و زير بر شما حمله‌ور شدند و چشم‌ها حيران شد و جان‌ها به گلو رسيد و به وعده خدا گمان‌هاى مختلف كرديد . ( مؤمنان حقيقى خوش گمان به وعده حق و فتح اسلام ، ديگران بد گمان بودند . ) در آن جا مؤمنان امتحان شدند و ( ضعيف ايمان‌ها ) سخت متزلزل گرديدند . ( قرآن مجيد با تفسير و ترجمه مهدى الهى قمشه‌اى )