تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
ندانم چند تن بودند ايشان * كه كين جستند از آن كفر كيشان جهانيدند هر يك مركب از جا * به كين‌جوئى ز دشمن حيدر آسا به كوشش هر يكى اندر صف كين * همى نام‌آور افكندند از زين مبارزها همه از تيغ ايشان * در آن صحرا پراكنده و پريشان تن شهزادگان گرديد خسته * دل زهراى از هر شد شكسته ز زخم دشمنان صد چاك گشتند * ز زين ، غلطان هم بر خاك گشتند چو شد شهزادگان را جان ز پيكر * از ايشان كشت خرّم جان حيدر

خبر شهادت اولاد حضرت عقيل ( ع )

براى نصرت سلطان ملّت * به اولاد عقيل افتاد نوبت برادرزادگان شير مردان * روان گشتند يكسر سوى ميدان پلنگى پنجه‌گان شير اوژن * چو مسلم رزم ساز و مرد افكن نهنگ‌آسا بدان درياى آهن * زدندى خويشتن بر قلب دشمن بر ايشان شد هجوم آور ز كفّار * در آن غوغا ز لشكر جمع بسيار همى كشتند تا خود كشته گشتند * به خاك و خون همه آغشته گشتند ببردند از جهان ، خوش نيكنامى * شدند اندر بر عمّ گرامى كسى باقى براى شاه بىيار * نماند آنجا به جز عبّاس سالار
لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 86 | على بن عبدالحسين تهرانى / حميد رضا عقيقى بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي