تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
نگين خاتم آن سلطان سرمد * نهاد اندر دهان شبه احمد چو آن سرچشمه جود الهى * مكيد آن خاتم ختمى پناهى توانائى شدش بر تن دوباره * سوى ميدان كين افكند باره چو آن سرچشمه عشقش بجوشيد * به رزم دشمنان مردانه كوشيد
( 1 )
شه خاتم نشان ، مير حجازى * چو حيدر تاخت بر كفّار تازى گروه ديگرى فرمود نابود * تو گفتى لا فتى در شأن او بود بناگه منقذ آن غدّار خونخوار * سمند « 1 » افكند سوى شاه بىيار شد از شمشير آن مردود و گمراه * عيان شقّ القمر از فرق آن شاه خروشان گفت كاى سبط پيمبر * سلامت بادى از دادار و داور چو از شهباز قدرت شد و پر بال * ابر يال عقاب آورد چنگال به‌گفت اى مركب سلطان محمود * مرا مىبر ، به نزد شاه ذيجود فرس را شد از اين حالت فراست * نكرد از شهسوار خود حراست سوى لشكر كه دشمن مىشدى تفت * ندانستم كه را برد و كجا رفت ؟ همى دانم كه جسم جان جانان * مقطّع گشت چون آيات قرآن چو رفت از دست شاه عشق دلبند * روان شد از پى گمگشته فرزند
هامش
( 1 ) اسب تيزرو .
لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 79 | على بن عبدالحسين تهرانى / حميد رضا عقيقى بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي