تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

شهادت حضرت علىّ بن الحسين ( عليهما السلام )

( 1 )
چو بگذشتند شيران حجازى * على را شد هواى تيغ بازى ز صف آمد برون آن شاه صفدر * ستاده در بر سالار محشر ستاره ريخت از نرگس به خورشيد * هلال آسا ركاب شاه بوسيد به‌گفت اى بهترين فرزند آدم * جلال كبريائى در تو مدغم تمنّا دارم اى سلطان پيروز * كه آل اللَّه را باشم قلاوز بدان شهزاده شاه روز محشر * چنين فرمود كاى شبه پيمبر برو به درود كن اهل حرم را * كه بينى روى سلطان قدم را چو رخصت يافت از آن شاه ذيجود * روان شد سوى خرگه بهر بدرود پى بدرود آن تمثال ذو المن * برون آمد ز خرگه شصت و شش زن نواى فرقت آن شاه منصور * حجازى بانوان را كرد پرشور پس آن خورشيد روى سرو قامت * روان شد سوى خرگاه امامت كه بدرود آورد شاه جهان را * خليفهء حقّ امام ناتوان را فرات آسا گشود از ديدگان زود * وليعهد ، پدر را كرد بدرود چو عزم رزم قوم كينه‌در كرد * زره از گيسوى ليلى به بر كرد نمود آن خسرو شيرين شمايل * پرند شير يزدان را حمايل