تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤

شهادت شوذب غلام عابس

غلام داشت عابس نيك فرجام * يلى مردانه بود و شوذبش نام بگفتش اى دلارام دل افروز * چه خواهى كرد اى شوذب در اين روز جوابش گفت كارى هست ديگر * بجز يارىّ فرزند پيمبر ؟ بگفتش عابس اى مرد وفادار * يقينم بود امروز از تو اين كار سلامى داد شوذب ، شاه دين را * بيارائيد آنگه رزم و كين را گرفت آن پهلوان مرد سيه‌فام * به تيغ تيز از نام‌آوران كام فدائى گشت شاه انس و جان را * عوض بگرفت گلزار جنان را چو شوذب خود روان شد سوى بالا * شهادت را شدى نوبت به مولا

شهادت عابس ( رضوان اللَّه عليه )

برون شد شير مرد لا ابالى * كه بود از عشق پر ، وز خويش خالى به رزم شير مردان يافته كام * سر جنگ آوران و عابسش نام دليرى پارسا و باهنر بود * شبيب شاكرى او را پدر بود سراپا رفته اندر رخت آهن * نهان در درع كرده پرنيان تن
لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 74 | على بن عبدالحسين تهرانى / حميد رضا عقيقى بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي