تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢

شهادت عمرو بن قرظهء انصارى

( 1 )
ز صف آمد برون عمر و دلاور * چو بابش بود ز اصحاب پيمبر ورا ميراث بد يارى نمودن * چو طرق بندگى بودش به گردن نماز آورد شاه انس و جان را * نيازش برد آنكه نقد جان را رجز برخواند و سوى دشت كين تاخت * سنان يازيد و رزمى سهمگين ساخت جهادى كرد آن شير هنرمند * كه عشق از آن دلاور گشت خرسند به نوك نيزه ز آن قوم ناپاك * گروهى را فكند از باره بر خاك به هنگامى كه بودى گرم پيكار * به گوش جان رسيدش صوت دادار شدش جان برخى آن شاه ذيجود * كمال جود باشد ، بذل موجود

شهادت جون غلام امام ( عليه السّلام )

( 2 )
چو شد عمرو آن يل مشكين كلاله * به نام جون پر شد اين پياله غلامى داشت بر در خواجه عشق * سواد رويش از ديباچهء عشق چو ديد آن سود آن سوداء ز ياران * كه تن دادند و بردند از عوض جان بدانستى ز رمز عاشقانه * كه اين داد و ستد باشد بهانه بود مقصود عشق لا يزالى * كرم بر عاشقان لاابالى
لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 62 | على بن عبدالحسين تهرانى / حميد رضا عقيقى بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي