تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
ز نيش نيزه و چنكاك صمصام * گروهى نامور فرمود گم نام ز تيغ بيدريغ ، آن شير سرمست * ز دشمن كرد قومى بيسر و دست خدنگى شد رها از دست دشمن * گرفت اندر دل عاشق نشيمن ز كار افتاده ديدى چون دل خويش * ز زين آمد نگون در منزل خويش

شهادت سعد بن حنظله ( رضوان الله عليه )

( 1 )
چو سعد حنظله آن شير شاهى * كه بود از عاشقان عشق سامى بزد از پردهء دل سخت فرياد * بگفت اى كافران أهرمن زاد چسان بينيد در فرداى محشر * به قتل سبط و رخسار پيمبر نباشد مر شما را داد خواهى * نه غير از آتش سوزان پناهى أبر كافر دلان با فضيحت * نكردى سود آن وعظ و نصيحت چو رخصت يافت بهر جنگ آن شير * درخشان در كفش رخشنده شمشير سمند افكند در ميدان هيجا * يكى غوغاى سختى كرد برپا تنى چند از يلان كوفه افكند * چنان بايد كند مرد هنرمند بناگه مرغ روح آن هنرور * سوى فردوس از ميدان به زد پر به خاصّان حريم حضرت ربّ * شهيد عشق يزدان شد مقرّب
لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 65 | على بن عبدالحسين تهرانى / حميد رضا عقيقى بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي