تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
چو شد آراسته آن مجلس شوم * ز مردم وز رسول قيصر روم بداد آن كافر بدتر ز شيطان * به إحضار عيال اللَّه فرمان نهاد اين باژگون طاس سبك سر * به طشت زر ، سر سبط پيمبر به رسم هديه با صد جور و بيداد * به روى تخت آن نمرود ، بنهاد ز دنبالش حريم دل شكسته * بر او رنگ نبى ، سلطان رابع « 1 » مقابل چون شد آن مخدوم جبريل * بدان فرعون بدتر از عزازيل
( 1 )
بفرمودش يزيدا هيچ دانى * كه با اين حالت و اين ناتوانى ببيند گر رسولم زير زنجير * چه خواهى گفت و چه بود عذر و تقصير ؟ چه فرمود اين سخن آن ناتوان شاه * ز جا برخاست آن مردود و گمراه بدست خويش آن زنجير زان بند * گشود از گردن و دست خداوند نشاند آن رو سياه واژگون بخت * حريم اللَّه را اندر پس تخت به پاى تخت آن بيدين كافر * ستاده مظهر خلّاق داور جهانى قاف تا قاف از كم و بيش * مهيّا و مسلّم ديد بر خويش ز ساقى خواست مى ، آن ننگ اسلام * نه شرم از حقّ ، و نه آن محضر عام مى آوردش حريف ميگسارش * بگستردند شطرنج قمارش
هامش
( 1 ) امام چهارم ( ع ) .
لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 128 | على بن عبدالحسين تهرانى / حميد رضا عقيقى بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي