تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
چه باشد گر ببخشائى به اين پير * پذيرايم شوى از عذر و تقصير نمىپنداشتم كاين چرخ أخضر * كند اين كار با آل پيمبر ؟ شه سجّاد فرمودش در آن دم * كه بىغم باش با مائى تو همدم يكى زان مردمان كفر بنياد * امير مشركين را اين خبر داد همه احوال پير و شاه بيمار * بيان كرد از براى مير كفّار چو اين بشنيد آن داراى خسران * به قتل پير مؤمن داد فرمان بيفكندند سر زان پير مضطرّ * بشد با سرخروئى نزد داور بدى آن كاروان محنت انجام * بسرگردانى اندر شام تا شام نميدانم ز دست قوم كافر * كجا ماندند ، شب را آل حيدر ؟

ورود اهل بيت طهارت ( ع ) به مجلس يزيد ( لع )

( 1 )
چو صبح از اين سپهر سرخى آلود * سر خود در ميان طشت بنمود به تخت زر يزيد كفر بنياد * نشست آنگه صلاى عام در داد ز اسباب شهى هر چيز موجود * نمود آن كافر بدتر ز نمرود مسلمانان بدتر از نصارى * شدند آن بيحيا را مجلس آرا رسولى بود از درگاه قيصر * پيام‌آور بدان إبليس منظر ابا آن جمع مردم گشت همراه * كه بيند روى آن مردود گمراه