تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
نخستين حمد زيبد مر خدا را * كه از اوّل گرامى داشت ما را چنين فرمود اندر طىّ قرآن * كه هر بدكار را ، بد عاقبت دان به استخفاف آيات خداوند * شدى آن خيره سر ، حيران و خورسند جهان ديدى بكام خويش يكسر * شدى خصم خداى فرد داور فراخاى جهان چون چشم سوزن * نمودى بر من اى مردود ذو المنّ به‌كندى ريشه‌ام ببريديم شاخ * فرود آورديم بر خاك از كاخ بود از عدل اى تخم زنازاد * به اهل بيت حق اين گونه بيداد ؟ پس پرده زنان آل سفيان * بيابان گشته ما را جا و سامان تو خود ميدانى اى بيدين بىباك * چه دل آزرده‌اى از احمد پاك كه اين كيفر بسى بىشأن و قدر است * به خون كشتگان روز بدر است ؟ تو خود پندارى اى مردود معبود * كه ايشانند از كار تو خوشنود شنيدند آنچه كردى اين زمان ياد * بگفتندت يزيدا دست خوش باد ! خوشت بادا كه خود هستى از ايشان * به زودى ميشوى از خود پشيمان گمان كردى كه نزد حقّ دادار * بود اين كار بس بىقدر و مقدار ؟ بشاهى گشته‌اى مغرور و بىباك * كه گوئى ناسزا بر احمد ( ص ) پاك
لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 130 | على بن عبدالحسين تهرانى / حميد رضا عقيقى بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي