تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

روانه شدن لشكر از دير به سوى شام

( 1 )
روان شد آن سپاه كفر انجام * از آنجا ، سوى شام محنت انجام به گاه شام با آن لشكر آه * به شام اندر شدند آن قوم گمراه ورود شهر شام محنت اندوز * نميدانم به شب بوده است يا روز ؟ همى دانم كه رنج آل حيدر * بشام از كربلا بودى فزونتر ز شامى مردم ، آن سلطان بيمار * شنيدى بس شماتتهاى بسيار سر بازارها و مجمع عام * نوازش كردشان شامى به دشنام به آل عصمت آن رفتار و كردار * فزون از كربلا بودى و صد بار شه سجّاد ، آن سلطان و الا * چو ديد آن شور رستاخيز و غوغا بفرمودى فغان ز اين جور و بيداد * چه بودى گر مرا مادر نميزاد ؟ كه با اين رنج تن ، وين جان خسته * يزيدم بنگرد ، با دست بسته كجا شد احمد دين ، حيدر جنگ * كه بيند روزگارم ، اين چنين تنگ كه گويا از اسيران تتارم * و يا از روم و يا از زنگبارم ؟ چه جاى آن كه جدّم هست احمد * پدر فرمانرواى ملك سرمد
لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 125 | على بن عبدالحسين تهرانى / حميد رضا عقيقى بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي